أحمد بن أعثم الكوفي ( مترجم : مستوفى )
90
الفتوح ( فارسي )
( 1 ) گفتند : ما به شما صلح مىكنيم و شما از ما دورى مىجوييد و صلح و عافيت نمىخواهيد . برو و باز گرد كه ما خود لشكر بياريم و در دفع شما بكنيم آنچه بايد بكنيم . معاذ گفت : دفع ما شما را هرگز ميسّر نگردد و ما را به آسانى از اين ولايت بيرون نتوانيد كرد . اين بگفت و بر اسب بنشست و بازگشت و به نزديك ابو عبيده آمد و كيفيّت را باز نمود . ديگر روز بامداد لشكر اسلام در حركت آمده بيست هزار مرد ، يا كم و بيش ، روان شدند و روى به كفار آوردند . ابو عبيده عزيمت كرد كه با لشكر روم مصاف دهد . پس ، نامهاى نوشت به امير المؤمنين عمر ( رضى ) و عزيمت مصاف روميان و جمعيت ايشان در موضع فحل [ 15 ] باز نمود و [ 33 الف ] امير المؤمنين ايشان را بدين مضمون نامه نوشت : شما در جنگ قويدل و ثابت قدم باشيد كه خداى تعالى فتح و نصرت روزى مسلمانان كناد . چون نامه به أبو عبيده رسيد قويدل شده مسلمانان را بر جنگ كفّار تحريص نمود تا همهء مسلمانان برنشستند و روى به كفّار آوردند . روميان چون اين حال معاينه كردند لشكر را ساخته روى به لشكر اسلام آوردند و ايشان شصت هزار مرد بودند . چون به ميدان آمدند علمها باز گشادند و چليپاها را برداشته جنگ را ساخته كردند . پس ، لشكر اسلام ميمنه و ميسره و جناح و ساقه را آراستند . يزيد بن ابى سفيان در ميمنه معيّن شد و شرحبيل بن حسنه در ميسره قرار يافت و در قلب خالد بن وليد استوار گشت و أبو عبيده جناح اختيار كرد . پس ، فوجى از روميان بر يزيد بن ابى سفيان حمله آوردند . يزيد مردانهوار تهوّر كرد و بر جاى ثابت قدم بود . فوجى ديگر بر شرحبيل حمله كردند و زور آوردند . شرحبيل نيز جواب مردانه داد و قدمى از جاى خود پس ننهاد و بر ميسره ثبات قدم نمود . پس ، فوجى زيادت از ده هزار با سلاح تمام بر قلب لشكر كه خالد بود حمله آوردند و در آن حمله به اقصى الغايت بكوشيدند . خالد مردانهوار بايستاد و بر ايشان به شمشير و نيزه و تير جواب داد و يك قدم از جاى خود پستر نشد . آن فوج ده هزار مرد بازگشتند و از حسن قوت
--> [ ( 15 ) ] ت : نحل ، ل : نخل .